سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )

745

تاريخ ايران ( فارسى )

از روى صدق و خلوص يا تجرد و وارستگى و آداب و خصائل محمودهء قابل توجهى كه در او وجود داشت حقيقتا صورت قابل ستايشى بوى داده بود . اينكه اهالى ايران در او مقام ولايت قائل شده و او را باصطلاح سرپرست حقيقى و مربى الهى ميدانند واقعا اين عقيده قابل تحسين و شايان بسى تمجيد است ، اگرچه مقام و مرتبهء او خيلى بالاتر از اينهاست . از كلمات قصارش يكى اينكه ميفرمايد « حسن ادب بهتر است از ذهب » و ديگر « علم و دانش كه با آن عقل سليم نيست بىسود است » « ثروت مرد عاقل عقل و خرد اوست بر خلاف دولت احمق عبارت از ضياع و عقارى است كه دارد » « گفتار خوبى كه با او كردار خوب نيست بيحاصل است » حالت ايران نولدكه چنين مينويسد : « استيلاى يونانيان در ايران غير از تغيير اوضاع زندگانى ظاهرى تأثير ديگرى نه‌بخشيد . بر خلاف استيلاى عرب كه در اعماق كشور تأثير نموده در مذهب و آئين ، عادات و رسوم و بالاخره در تمام شئون ملى ريشه دوانيد » . بايد دانست كه براى پىبردن به نتايج و اثرات حمله و استيلاى عرب بر ايران لازم است كه اين بيان مهم فاضل مشار اليه را همواره در نظر داشته باشيم ، چه آن مفتاحى است براى تمام اين اوضاع و احوال . پس از جنگ نهاوند مقاومت‌هاى ايران در مقابل عرب تماما محلى بوده است . اگرچه در فوت عمر يك شورش و انقلاب عمومى بر ضد عرب روى داد و نيز در دورهء خلافت على بن ابيطالب طغيانهائى اتفاق افتاد ولى تمام آنها بىنتيجه ماند . راجع به زردشتىها چنان كه عموما خيال ميكنند اينطور نبود كه آنها را بين قبولى اسلام و جنگ مخير كنند ، بلكه در صورت اداء جزيه ميتوانستند به مذهب سابق خود باقى باشند . سلمان فارسى كه قبلا مذكور داشتيم كه در مدينه براى دفع قريش رأى داد كه در اطراف شهر خندقى حفر كنند اول كسى بود كه بدين اسلام درآمد . حتى از كثرت تقرب در عداد اهل بيت شمرده ميشد . بعدا هزارها مردم از او پيروى نموده و دين اسلام را قبول نمودند كه در ميان آنها دسته‌اى از سربازان ديلم بودند كه بدين اسلام داخل شده و كوفه را هم براى سكونت خود اختيار نمودند ، ولى سخن اينجاست كه قبولى اسلام هم يك اخوت و مساوات درستى بين آنها با عرب ايجاد ننمود